تبلیغات خبرهایی از دانشگاههای سراسر کشور ...
هیچ ظلمی نسبت به هیچ کسی و در هیچ موردی نتیجه ای جز زیان برای ظالم در بر نداره و ظالمان همیشه تاریخ شرمندگان و روسیاهان عالم هستند.
این ظلم نیز ماندنی نبوده و ماندنی نیست و نخواهد بود.
یاعلی
مشاور یکی از سران جریان درگیری های سال 88 که به امریکا گریخت و هم اکنون در واشنگتن به سر می برد همواره نشانه های ارتباط خود را با سازمان سیا به نحوی نمایان کرده است.
مجتبی واحدی مشاور آقای مهدی کروبی اینبار نیز برگی دیگر از افعال قابل تامل اش را نمایان و ارتباط خود را با جریان سلطنت طلب خارج کشور طی مصاحبه ای با رضا ربع پهلوی عنوان کرد.
البته در این مصاحبه که در سایت شخصی واحدی منتشر شد رضا ربع پهلوی نیز برای اولین بار به ارتباط مستقیم اش با برخی عناصر داخلی اذعان کرد و گفت:انواع و اقسام گروههای سیاسی موجود در صحنه داخل ایران و همینطور در مورد طیفهای دیگر، گروههای اقوام، ملی گرایان، جبهه ملی، احزاب کرد مثل کومله و دموکرات و جریانات دیگر که نمیخواهم اسم بیاورم چون همچنان در حالت حصر و زندانی سیاسی هستند، مرا معذور بدارید برای عنوان نامشان ولی بسیاری از فعالین و زندانیان سیاسی که از داخل ایران با ما ارتباط دارند و تماس برقرار میکنند،
با توجه به اصول اعتقادی بیان شده از سوی برخی جریان های مدعی اصلاحات در سالهای اخیر همواره شاهد تغییر رویه هایی ازسوی این افراد معلوم الحال بودیم که ایشان با انجام اعمالی چون زیرپا قراردادن قانون اساسی با قصد به چالش کشیدن نظام و ایجاد تزلزل در ارکانی چون انتخابات اهداف شومی را در سر می پروراندند ولی شنیدن این تغییر از زبان فردی که خاندان آن سالها حاصلی بجز ظلم را برای مردم کشورمان نداشته اند جای بسی تامل دارد.
رضا ربع پهلوی در قسمتی از صحبت هایش گفت:گروههایی هستند که سابقه اصلاح طلبی داشتهاند که دیگر در حالت کنونی اعتقادی به ادامه آن روند ندارند و بدین شکل شرایطی را پیدا میکنند که به جریاناتی که از روز اول صحبت از یک آلترناتیو سکولار میکردند وصل شوند. این را هم در نظر بگیرید که شاید باشند بسیاری در داخل ایران که به این مسئله اعتقاد داشته باشند اما در داخل ایران، هرکسی این مسئله را مطرح بکند، از همان بدو مطرح کردنش، به مخالفت با نظام محکوم میشود. بنابراین باید در نظر داشته باشیم که بسیاری از جریانات که نمیتوانند این مسئله را به زبان بیاورند، ممکن است معتقد به این مسئله باشند ولی امکان بیانش را در حال حاضر نداشته باشند.
اما در پایان گفتگوی پهلوی سوالی از وی مطرح شد که میتواند عمق اختلاف و عدم پذیرش جریان سلطنت طلب را حتی در بین اپوزیسیون خارج از کشور نشان دهد،فرد مصاحبه کننده از وی پرسید؟
«بعد از پیروزی انقلاب ۵۷ پدر شما و بسیاری از درباریان، میلیونها دلار پول این مملکت را از کشور خارج کردهاند. آیا گمان نمیکنید قبل از شکایت از علی خامنهای، به عنوان یک ایرانی باید علیه آنها اقامه دعوا کنید؟»
بعد از پرسش این سوال خشم و عصابانیت در صحبت های پهلوی خودنمایی میکند ولی با توجه به نیاز وی برای نشان دادن چهره ای دموکراتیک صحبت خود را با عدم وجود سند برای چنین پرسشی که وی آن را ادعا خطاب میکند به پایان میبرد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در پی تجمع امروز (دوشنبه) در مقابل سفارت انگلیس در تهران بیانیه ای به شرح زیر صادر کرد.
دانشجویان تسخیرکننده سفارت انگلیس در تهران با انتشار بیانیهای مواضع خود را اعلام کرد.
این اولین بیانیه دانشجویان تسخیرکننده انگلیس در تهران است.

در این بیانیه آمده است: تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان انقلابی صورت گرفته و این اقدام به دستوری هیچ ارگان و یا نهادی نبوده و دانشجویان به صورت خودجوش دست به تسخیر سفارت انگلیس در تهران زدند.
این بیانیه میافزاید: از آنجا که دانشجویان به صورت خودجوش سفارت انگلستان را به تسخیر خود درآوردند، قطعا با تفکر انقلابی خود این مسیر را ادامه میدهند.
نویسندگان این بیانیه با اشاره به این نکته که سفارت انگلیس با تاخیر 33 ساله صورت گرفته است و بایستی سفارتخانه روباه پیر زودتر به تسخیر درمیآمد، تصریح کردند: هر فرد ایرانی آزادهای که دلش برای این خاک و آب میتپد و جنایات استعمار پیر در حق ایران و ایرانی را مشاهده کرده است، بداند که تسخیر سفارت روباه پیر به نفع ایران و منافع ملی کشورمان خواهد بود..
تسخیرکنندگان سفارت انگلیس در ادامه بیانیه خود خواستار اخراج سفیر انگلیس و قطع کامل روابط جمهوری اسلامی ایران با رژیم سلطنتی انگلستان شدند.
بیانیه مذکور همانطور که میافزاید: همان اقدامی که در 13 آبان با آمریکا صورت گرفت اکنون بایستی با انگلستان صورت گیرد.
این بیانیه میافزاید: دانشجویان منتظر حمایت تمامی مردم ایران هستند.
در پایان این بیانیه تاکید شده است که دانشجویان سفارتخانه انگلستان را به موزه روباه پیر تبدیل خواهند کرد.
الحق امشب در اقداماتی در خور توجه دانشجویان تهرانی گل کاشتند و پرچم نحس انگلستان را به زیر کشیدند.
درآستانه 16 آذر این حرکت پر افتخار ثابت کرد که جنبش دانشجویی همواره در برابر دولتهای استعماری و استکباری همچون روباه پیر انگلستان خبیث ایستاده و هیچ گاه کوتاه نخواهد آمد.
تجمع جانانه امروز دانشجویان در برابر سفارت انگلیس خبیث خود عاملی است برای تبیین رویکرد امساله روز دانشجو که با این حرکت شاخص و نمادین عملا روز 16 آذر امسال با نام مبارزه با روباره پیر نهادینه سازی خواهد شد و این باعث سربلندی هرچه بیشتر جریان دانشجویی اصیل است.
طی هفته های اخیر وبلاگی با عنوان مشت های آهنین فعالیت دانشجویی خود را برای اعلام حمایت از فرامین مقام معظم رهبری و هشدار معظم له در خصوص لشگر کشی احتمالی و حادثه جویی علیه ایران ، آغاز کرده است.
این وبلاگ که اعلام حمایت و بیعتی مجدد با مقام معظم رهبری توسط دانشجویان دانشگاه تهران است ، تا کنون در فیس بوک توانسته است به جذب 100 نفر حامی بپردازد.
خبرهای دانشجویی ضمن تحسین اینچنین حرکت های مستقل و اصالت محوری ، بدین وسیله ازین وبلاگ اعلام حمایت نموده و از دوستان دعوت میشود تا با مراجعه به وبلاگ مشت های آهنین به نوعی اعلام بیعت خود با هشدار جدید مقام معظم رهبری را بیان نمایند.
1ـ روز 16 آذر بر همه دانشجویان ولایت مدار مبارک باد.
2ـ 16 آذر روز حماسه آفرینی دانشجویان مسلمان و بسیجی؛
3ـ 16 آذر روز نه گفتن به استکبار و استعمار جهانی؛
4ـ 16 آذر روز مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس؛
5ـ 16 آذر روز مرگ بر شیطان بزرگ و مرگ بر اسرائیل؛
6ـ 16 آذر روز حمایت دانشجویان از جنبش وال استریت؛
7ـ 16 آذر روز خروش دانشجویان بر علیه وابستگان به اجانب و بیگانگان؛
8ـ 16 آذر روز نه بزرگ به حامیان جریان فتنه و جریانات انحرافی؛
9ـ 16 آذر روز حمایت دانشجویان از اصل ولایت فقیه؛
10ـ 16 آذر روز بیعت دانشجویان با رهبری؛
11ـ 16 آذر روز اعلام برائت دانشجویان از شیاطین داخلی و خارجی و سرسپردگان آنان است؛
12ـ 16 آذر روز ابراز محبت و ارادت به ولایت؛
13ـ 16 آذر روز حمایت از ملت مظلوم فلسطین، عراق، افغانستان و سوریه؛
14ـ 16 آذر روز خشم دانشجویان مسلمان بر اصحاب فتنه و جریانات انحرافی؛
15ـ 16 آذر روز انزجار دانشجویان از فتنه جویان غرب زده؛
16ـ 16 آذر روز حمایت دانشجویان از ارزشهای انقلاب اسلامی و امام(ره)؛
17ـ 16 آذر روز نشان دادن تنفر دانشجویان مسلمان از فتنه گران و حامیان خارجنشین آنان است؛
18ـ 16 آذر روز اعتلای پرچم ولایت علوی؛
19ـ 16 آذر روز خنثی شدن دسیسههای فتنهگران برای سوءاستفاده از جایگاه دانشجویان؛
20ـ 16 آذر روز باز تولید گفتمان امام(ره) و مقام معظم رهبری؛
21ـ 16 آذر روز درخشش بصیرت جوانان دانشجو؛
22ـ 16 آذر روز همیابی و هم افزایی دانشجویان مسلمان و ولایت مدار؛
23ـ 16 آذر روز مقابله با نفاق، درویی و تزویر فتنهگران بیگانه پرست؛
24ـ 16 آذر روز افشای مزدوران بیگانه پرست که با پوشش حامیان ملت، فتنهانگیزی میکنند؛
25ـ 16 آذر تبلور اقتدار و بصیرت دانشجوی مسلمان؛
26ـ 16 آذر روز خفت و اضمحلال سلطهگران آمریکایی و غربی؛
27 ـ دانشجویان مسلمان و ولایت مدار با حضور گسترده در مراسم سالروز 16 آذر مشت محکمی بر دهان یاوهگویان فتنهگر خواهند زد؛
28 ـ ما جوانان دانشجو سالروز 16 آذر و روز دانشجو را فرصتی مغتنم برای تجدید بیعت با رهبری و ابراز انزجار از فتنهگران میدانیم؛
29 ـ 16 آذر روز برائت از ستمکاران، ریاکاران و فتنهگران و تمسک به ریسمان ولایت و هدایت علوی؛
30 ـ 16 آذر روز گرامیداشت پیروزی سبز علوی بر کلیه رنگ ها و نقش های سپاهیان فتنه و انحراف؛
جناح اصلاحطلب از منظر ورود در عرصهی انتخابات نهمین دورهی مجلس شورای اسلامی به سه دست تقسیم میشود:
1) جریان تحریمیها که همیشه بوده اند و بعد از مدتی هم به این نتیجه رسیده اند که تحریمشان نتیجه نداشته است؛
2) جریان مشارکت مشروط به رهبری محمد خاتمی؛
3) جریان مشارکت نامشروط؛
در بین این سه دسته، جریان مشارکت مشروط طیف وسیعتری نسبت به دو جریان دیگر دارد. اما دستاندر کاران و حامیان این جریان درک درستی از این موضوع ندارند، آنان تصور میکنند با طرح اینگونه شروط، ترمزهایی برای نظام و حاکمیت میگذارند، ولی در واقع آنها ترمز را برای هواداران خود میگذارند، زیرا باعث میشود هوادارانشان در صحنه انتخابات حضور نداشته باشند و به تبع مطالباتشان پیگیری نمیشود.
دستاندرکاران این جریان میبایست با پذیرش چارچوبهای قانونی در انتخابات حضور یابند. آنها میتوانند حرفها و مطالبات خود را به شکل معقول بزنند زیراحاکمیت نه از حضور مشروط آنها استقبال میکند و نه از عدم حضورشان.
این عده باید به نکته توجه داشته باشند که از یک سو شرط گذاشتن، نظام را در شرایطی قرار میدهد که شرط غیرقانونی را نپذیرد و از سوی دیگر اینگونه شروط مطابق قانون هم شرط محسوب نمیشود، زیرا در کلیه انتخاباتهایی که طی 32 سال پس از انقلاب اسلامی در کشور ایران برگزار شده است، قانون به طور کامل اجراشده است.
برخی از کارشناسان معتقدند اصلاحطلبها با طرح اینگونه شروط تلاش دارند در تائید صلاحیتها از حاکمیت امتیاز بگیرند. در صورت صحت این فرض، دستاندرکاران جریان مشارکت مشروط میبایست توجه داشنه باشند، وقتی که از حیث مقبولیت مردمی در اقلیت هستند و از لحاظ قدرت سیاسی نیز در ضعف قرار داشته و در این وضعیت تصمیم دارند در انتخابات حضور پیدا کنند، نمیتوانند برای نظام سیاسی به این مفهوم شرط بگذارند. بلکه باید شرایط قانونی را بپذیرند و وارد صحنه شوند، آنگاه که کثرت سیاسی پیدا کردند، به تبع قدرت تصمیمگیری در عرصهی سیاسی نیز پیدا میکنند. اما اگر پیش از تحقق این امر شرط می گذارند، نظام را وادار میکنند که از ابتدا به آنها نه بگوید./

در پی اقدام یک شرکت آمریکایی در تولید یک بازی کامپیوتری که در آن بازیکننده باید به خاک ایران حمله کند، گروهی از جوانان ایرانی با تهیه یک طومار اینترنتی خواهان عذرخواهی رسمی این شرکت شدند.
در نسخه جدید بازی «بتلفیلد» با عنوان «بتلفید 3» (Battlefield 3)، ایران به عنوان تهدید برای جامعه جهانی و آغازکننده جنگ در اروپا معرفی شده است.
در بخشی از متن بیانیه اینترنتی اعتراض به این بازی آمده است: «ما جوانان ایرانی، معتقدیم اگر تاریخ به بازار آمدن بازی «بتلفید 3» تعمدا در زمان فشار ایالات متحده آمریکا بر جامعه جهانی برای هراس از کشور صلحطلب و در حال پیشرفت ایران تنظیم نشده باشد، قطعا فضای ترس عمومی از ایرانیان در میان مردم جهان را تقویت کرده است.»
در بخش دیگر این بیانیه آمده است: «در این بازی گیمرهای سراسر جهان نه تنها شاهد انفجار بمب هستهای در پایتخت فرانسه توسط عوامل ایرانی هستند، بلکه پس از آن نیروهای آمریکایی به کشور ما حمله کرده و عملیات نظامی ویژه انجام میدهند.»
نویسندگان بیانیه در ادامه نوشتهاند: «برای ما قابل درک است که داستان یک بازی ویدئویی، تخیلی است و قرار نیست لزوما با واقعیتهای بیرونی تطبیق داشته باشد، اما در این مورد خاص اتفاق ناگواری در حال رخ دادن است که دلیل اصلی اعتراض ما است: ما فکر می کنیم در شرایط فعلی جهانی، تمرکز بر کشور ایران به عنوان سرزمینی متخاصم و تروریست به هیچ عنوان در راستای جلب اعتماد جهانی و نزدیکی انسانها در مناطق مختلف دنیا به یکدیگر نیست.»
در ادامه آمده است: «این بازی گرچه در دنیایی خیالی رخ میدهد، اما تاثیری واقعی بر ذهن میلیونها گیمر از کشورهای مختلف میگذارند که شناختی از منطقه خاورمیانه و سرزمین ایران ندارند. بنابراین همین تصاویر تخیلی برای آنها تصویری واقعی و قضاوتی اخلاقی درباره ایرانیها می سازد. آن هم در شرایطی که ایالات متحده آمریکا با تبلیغات نادرست سیاسی علیه کشور ما، تلاش میکند فضای رسانهای جهان را تحت تاثیر قرار دهد.»
نویسندگان این بیانیه، خواستههای خود را به این شرح اعلام داشتهاند: «ما جوانان ایرانی که مانند بسیاری از هم سالانمان در دیگر نقاط دنیا، همراه با تکنولوژی های روز پیش آمدهایم و بر آن ها مسلط هستیم، نسبت به ارائه این تصویر نادرست و دور از حقیقت اعتراض داریم و از شرکت EA (الکترونیک آرتز)میخواهیم ضمن عذرخواهی از این اقدام، در بیانیه ای رسمی برای گیمرهای دیگر نقاط دنیا توضیح دهد داستان این بازی و وقایع آن هیچ نسبتی با واقعیت کشور صلحطلب باسابقه و پیشرو ایران ندارد.»
کلیه افرادی که خواهان پیوستن به این موج اعتراضی و امضای این بیانیه اینترنتی هستند، میتوانند به آدرس زیر مراجعه کنند: http://www.ipetitions.com/petition/againstbattlefield3/
بازی ویدیویی «بتلفید 3» یا «میدان نبرد 3» یک بازی تیراندازی اول شخص از سری بازیهای «بتلفیلد» است. این بازی از 25 اکتبر (سوم آبان) در ایالات متحده و از 28 اکتبر (ششم آبان) در بریتانیا توزیع شده است.
تاجزاده از سویی مدعی است که حکومت او را از کوچکترین حقوق متعلق به یک انسان محروم کرده است و از سویی دیگر در نامه به همسر خود و آن هم از زندان میگوید: «اندرون زندان کاری جز مطالعه و نوشتن و نیز تماشای تلویزیون ندارم و گویا آنانی که بیرون زندانند کاری جز این میکنند و یا فرصتی به اندازهی وی دارند!»
امروزه با دیدن حجم آزادیهای گستردهای که مسؤولان زندان اوین به تاجزاده دادهاند، این سؤال به ذهنها خطور کرده است که او با دیگر زندانیان چه تفاوتی دارد؟ چرا قانون دربارهی وی اجرا نمیشود؟ چرا وی به راحتی میتواند هر چه میخواهد بنویسد و خطاب به هر که خواست منتشر کند و به عالیترین مقام کشور هر آن چه میخواهد بگوید و بنویسد بی آن که کسی او را مؤاخذه کند ... عدهای نیز او را «مدحی» دوم میخوانند ... هر چه که باشد فرصت مطالعاتی اوین به مذاق تاجزاده ساخته است. وی در مورد وضعیت خود در زندان با اظهار رضایت شدید میگوید: «به والله قسم الآن از وقتی بیرون بودم راضیترم، اصلاً قابل قیاس نیست...»[1]
1-توسعهی وابسته، افتخار ندارد ...!
تاجزاده همواره در نامهها و مقالههای خود مدل کنونی حکومت ترکیه را ستوده و آن را مدل مختار خود برای ادارهی ایران میخواند. وی توسعهی اقتصادی و سیاسی این کشور بعد از به قدرت رسیدن حزب «عدالت و توسعه» به رهبری «رجب طیب اردوغان» را درسی برای زمامداران ایرانی میداند. توسعهی ترکیه در بهترین حالت، یک توسعهی وابسته محسوب میشود، وابستگی در سادهترین معنا عبارت از دنبالهروی و تأثیرپذیری یک موضوع (اعم از شخص، کشور و متغیر) از یک موضوع دیگر است و مراد از کشورهای وابسته نیز کشورهایی است که امور و تحولات آنها تحت تأثیر و کنترل کشورهای دیگر است. در این معنا وابستگی را میتوان شیوهی دیگری از بحث استعمار و امپریالیسم دانست.[2] از این رو توسعهی ترکیه با سرمایههای خارجی موضوعی نیست که تاجزاده بخواهد با تمسک به آن ایران اسلامی را با ترکیه مقایسه کرده و آرزو کند، ای کاش! ما نیز همانند ترکیه بودیم.
حضور و فعالیت سرمایه و شرکتهای خارجی که نمونهی آن را در ترکیه به خوبی شاهد هستیم افزون بر تسلط اقتصادی، باعث نفوذ و تسلط سیاسی بر کشورهای میزبان میشود، این موضوع به ویژه در مواردی که منافع این شرکتها با منافع دولتهای متبوعهی آنها مرتبط باشد، بیشتر است. در چنین مواردی دولتهای متبوع این شرکتها از اهرمهای گوناگون سیاسی، دیپلماتیک و گاه نظامی برای حفظ منافع آنها در کشور میزبان استفاده میکنند. نگاهی به وضعیت اقتصادی دولت ترکیه و مقایسهی آن با ایران، گویای این واقعیت است که کشورمان از میزان بدهی خارجی بسیار پایینتری نسبت به ترکیه برخوردار است، بدهی خارجی بالا درمیان عوامل توسعهی یک کشور، پارادایم منفی محسوب میشود.

این بدهیها اگر چه در کوتاه مدت بتواند مانند مسکن دردی را تسکین دهد ولی سرانجام منجر به بحرانهای شدید اقتصادی خواهد شد که امروزه در قیامهای موسوم به تسخیر «وال استریت» تجلی یافته است. از سخن خود دور نیافتیم، ترکیه با 184میلیارد و 887 میلیون دلار بدهی خارجی[3] در مقایسه با ایران که تا پایان آذر ماه سال 1389تنها 22 میلیارد و 75میلیون دلار بدهی دارد[4] وضعیت بسیار بغرنجی را شاهد است. این بدهیها هر سال نیز نسبت به سال پیش از آن، شاهد رشد روز افزونی است و از این رو مقایسهی توسعهی خود مختار ایران با توسعهی وابسته به سرمایههای خارجی که منجر به بدهیهای کلان برای ترکیه شده است، مقایسهای ساده انگارانه خواهد بود. مقایسهی حجم داراییهای خارجی در ترکیه با داراییهای این کشور در خارج از کشور، نشان میدهد این کشور با یک کسری 364 میلیارد و 8/655 میلیون دلاری نیز روبهرو است.
2-کافر همه را به کیش خود پندارد!
تقلب در انتخابات با نام تاجزاده عجین شده است. زمانی او با تقلب و تخلف میخواهد دوستان خود را به مجلس شورا بفرستد و زمانی با حربهی تقلب از رفتن مخالفان خود به مسندهای اجرایی کشور جلوگیری کند. تقلب برای او تیغ دو دم است. زمانی به نفع خود و گاهی برضد دیگران از آن استفاده میکند! به انتخابات مجلس ششم بر میگردیم، در حالی انتخابات مجلس ششم در اواخر سال 1378 برگزار گردید که تخلفات انتخاباتی حوزهیانتخابیهیتهران، به عنوان یک رسوایی در کارنامهیعملکرد مصطفی تاجزاده، رییس ستاد انتخابات وزارت کشور و عضو ارشد حزب مشارکت، به ثبت رسید.
پیرو دستور رهبر معظم انقلاب در خصوص پیگیری قضایی این تخلف، دبیر شورای نگهبان در نامههایی به رییس قوهیقضاییه، خواستار رسیدگی هر چه سریعتر این قوه به تخلفات انتخاباتی در حوزهیانتخابیهتهران شد. به این ترتیب تاجزاده، عضو ارشد حزب مشارکت، به پای میز محاکمه فراخوانده شد و در اولین جلسهی محاکمهیوی در شعبهی1403 دادگاهعمومی تهران، قاضی «دقیقی» دو اتهام در خصوص برگزاری انتخابات مجلس ششم در تهران و عدم همکاری با سازمان بازرسی کل کشور را به وی تفهیم کرد. اتهامهای او در سه بند به وی تفهیم شد:
1- مداخلهیغیرقانونی در انتخابات حوزهیانتخابیهیتهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر؛
2- ممانعت از اقدامهای سازمان بازرسی کل کشور، در رسیدگی و شناسایی عاملین جرم در صندوقهای مبطول؛
3- سوءاستفاده از موقعیت شغلی و ممانعت از اجرای قانون انتخابات و معاونت در مخدوش شدن آرای صندوقهای دارای ایراد ماهوی و در نهایت قاضی پرونده با توجه به ادله و مستندات موجود، اتهامهای تاجزاده را محرز شناخته و مستنداً به مواد 66 بندهای 8، 17، 18، 75، 78، 79 قانون انتخابات و مواد 534 و 555 و 576 قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد 43 و 46 و 47 و 726 قانون مجازات اسلامی «سید مصطفی تاجزاده» را در مورد اتهام اول، به یک سال حبس و شش ماه انفصال از عضویت در هیأتهای اجرایی و نظارت و شعب اخذ رأی و در خصوص اتهام دوم، به نه ماه انفصال از خدمات دولتی و در مورد اتهام سوم، به 30 ماه انفصال از خدمات دولتی، محکوم کرد.[5]
این گونه بود که نام تاجزاده، با تقلب و تخلف در انتخابات عجین گردید. وی که برای رفتن دوستان و هم مسلکان خود به مجلس شورا از هیچ تلاشی مضایقه نکرده بود، با تغییر در مدیریت اجرایی کشور و راه یافتن اصولگرایان به مجلس و نیز قوهی مجریه، عنان از کف داد و سرانجام در سال 88 نظام را به تقلب در انتخابات متهم کرد. در ضرب المثلی قدیمی آمده است: «کافر همه را به کیش خود پندارد!» تاجزاده که خود در انتخابات مجلس ششم به تقلب و تخلف متهم و این اتهامها در دادگاه به اثبات رسیده و مجرم شناخته شده بود، امروز نیز گمان میکند دیگران برای رسیدن به مناصب اجرایی همانند وی دست به تقلب خواهند زد!
3-در سودای انقلاب مخملی!
تاجزاده همواره بر این نکته تأکید میکند که حوادث بعد از انتخابات، ربطی به آن چه کودتای مخملی نامیده میشود، ندارد. وی اینگونه ادعای خود را موجه جلوه میدهد که بعد از انتخابات و قبل از این که آشوبها آغاز گردد، دستگیر شده است؛ از این رو نمیتوانسته در آن چه کودتا نامیده میشود، شرکت داشته باشد! او در توبه نامهی خود، اتهام انقلاب مخملین را تیغ دو دمی میداند که نظام جمهوری اسلامی را با نظامهای کمونیستی شوروی سابق در یک کفهی ترازو قرار میدهد و با یک عیار میسنجد!
«من در جریان بازجوییها و در مقابل اتهام «انقلاب مخملی» استدلال کردم و هشدار دادم که مواظب باشید، این اتهام یک تیغ دو دم است و قبل از این که صدای مردم را ببرد، دست خودتان را خواهد برید، زیرا معنایی جز شبیه سازی جمهوری اسلامی ایران با حکومتهای کمونیستی و شبه کمونیستی و استبدادی و فاسد که توسط انقلابهای مخملی سرنگون شدهاند، نخواهد یافت.»
این که انقلابهای مخملین مختص نظامهای کمونیستی منتسب به شوروی سابق بوده و همانند سازی آشوبهای سال 88 با این انقلابها یک تیغ دو دم است، مغالطهای است که نمونههای فراوانی را میتوان برای رد و ابطال آن برشمرد.
الف) کودتای انگلیسی مرداد سال 1332
ب) سرنگونی دولت ملی «سالوادور آلنده» در شیلی
ج) سرنگونی دولت منتخب مردم الجزایر
د) به رسمیت نشناختن دولت منتخب مردم فلسطین (حماس)
هرچند نمیتوان تعدادی از موارد پیش گفته را انقلاب مخملی شمرد ولی میتوان بر این نقطهی مشترک پای فشرد که غرب در موارد یاد شده با دولتهای منتخب و دلخواه مردم به مخالفت برخواسته و حتی از کودتای نظامی برای براندازی این دولتها کوتاهی نکرده است.
دکتر «سعید الشهابی» (نویسندهی بحرینی مقیم لندن) در مقالهای با عنوان «انقلاب مخملی که ناکام ماند» مینویسد: «اعتراضهایی که پس از اعلام نتایج انجام شد، گاهی به تخریب اموال عمومی انجامید حال آن که چنین رفتاری در شیوههای متمدنانهی امروزی پذیرفتنی نیست. این عقیده روز به روز تقویت میشود که دستهای بیگانه نیز در تشویق مردم به تظاهرات نقش داشتهاند. خارجیها میخواستند تجربهی سقوط دولت دکتر «مصدق» در سال 1935م. را تکرار کنند. در زمان مصدق، سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و انگلیس مردم را به تظاهرات ترغیب کردند...»
این نویسنده ادامه میدهد: «غربیها همان کسانی هستند که انتخابات دموکراتیک الجزایر در سال 1992م. را باطل کردند زیرا اسلامگراها در آن برنده شده بودند. ابطال انتخابات الجزایر در نهایت به جنگ داخلی و پیدایش تروریسم انجامید و طی ده سال بیش از 150 هزار نفر از مردم الجزایر کشته شدند. غربیها پایبندی و التزامی نسبت به دموکراسی ندارند زیرا انتخابات دموکراتیک را ملغی اعلام کردند و از ارتش پشتیبانی نمودند. این برخورد دوگانه هرگز به سود امنیت و استقرار در منطقه نخواهد بود.
در راستای همین رفتار گزینشی و تبعیض آمیز غرب با دموکراسی است که دولت منتخب حماس بایکوت میشود اما رییس تشکیلات خودگردان را حتی پس از پایان دورهی قانونی ریاستش به رسمیت میشناسند! افزون بر این غرب باید پاسخ بدهد که چرا در مقابل نظامهای دیکتاتوری و پادشاهی منطقه که پادشاه یا رییس جمهور در آنها تا هنگام مرگ در منصب خود باقی میماند، سکوت کرده است. آنها همچنین مسؤول سقوط دولت ملی مصدق در ایران و دولت منتخب سالوادور آلنده در شیلی در 1973م. هستند.»[6]
«مایکل لدین»، تحلیلگر ارشد مؤسسهی نومحافظهکار انستیتوی «اینتر پرایز» آمریکا آشکارا میگوید: «انقلاب رنگی و رفراندوم در ایران و جاهای دیگر قرار است به همان اهداف و نتایجی منجر شود که کودتای خونین پینوشه بر علیه حکومت مردمی سالوادور آلنده در سپتامبر 1973م. و نبرد مسلحانه و وحشیانهی باندهای سیاه «کنترا» مورد حمایت آمریکا بر علیه حکومت انقلابیون ساندینیست در نیکارا گوا در همان جهت سازماندهی شده بود.»
از تاجزاده بایستی پرسید آیا دولت ملی سالوادر آلنده در شیلی نظامی فاسد و استبدادی و کمونیستی بود که با طراحی سازمان سیا و با جنگ روانی ومطبوعاتی در داخل آن کشور و اعتصاب کامیونداران و... ساقط شد؟ نهضت ملی شدن نفت چه طور که آمریکاییها برای اولین بار مزد عملیات روانی و جنگ مطبوعاتی و شکاف میان مردم را چشیدند و کودتا را با موفقیت به کار بستند؟ آیا در هر کدام از این پروژهها و پروژههای بعدی در کشورهای اروپای شرقی، اگر دستهای خائن و وابسته به آمریکا نبودند، امکان کودتای مخملین و روی کار آمدن گماشتگان ایالات متحده وجود داشت و آیا همان مردم سپس در اوکراین، گرجستان، قرقیزستان و... برضدمهرههای آمریکا نشوریدند؟
با وجودی که تاجزاده و دوستانش تلاش زیادی را در جهت سرنگونی دولت منتخب مردم مصروف کردند و این تلاشها پیش از انتخابات و با توهینها و تخریبهای گسترده آغاز شده بود، وی اعتراف میکند که کودتای مخملی در ایران به دلیل اینکه نظام دارای پشتوانهی مردمی است، محال میباشد. «انقلاب مخملی در کشورهایی رخ میدهد که حکومت در برابر بسیج تظاهرات مردمی که احساس میکنند تقلب صورت گرفته و نامزد مورد حمایتشان به ناحق از ورود به عرصهی حکومت محروم شده است، نتواند دست به مانور قدرت بزند و جمعیت زیادی را گرد آورد ، از آنجا که در ایران، حزب پادگانی[تعبیر تاجزاده از دولت منتخب مردم] نیز مانند جنبش سبز در حال حاضر قدرت بسیج گروههایی از مردم را دارد، انقلاب مخملی رخ نخواهد داد، اگرچه وقوع تحولات دیگر محتمل است.»
از این رو است که باید از اصحاب فتنه پرسید چرا و با کدامین توجیه، ایران را به سوی جنگ داخلی سوق دادهاند؟! تاجزاده مدعی است در کشورهایی که حکومت قدرت بسیج تودهها را دارد به جای انقلاب، جنگ داخلی رخ خواهد داد و به عنوان نمونه لبنان را مثال میزند که همهی گروهها قدرت بسیج نیروها و حامیان خود را داشته در نتیجه با کوچکترین اختلافی، جنگ داخلی رخ میدهد!
برخلاف نظر تاجزاده، اصحاب فتنه با اطمینانی که به حمایت خارجی داشتند در جهت کودتا گام برداشتند و هرچند به گفتهی «هیلاری کلینتون» آمریکا از هیچ تلاشی برای حمایت از جنبش به اصطلاح سبز خودداری نکرد[7] ولی حضور میلیونی مردم در خیابانهای تهران که به حماسهی ماندگار 9 دی مشهور شد و نیز حضور میلیونی تودههای مردم در تمامی شهرهای کشور، فتنهگران را به کُما برد چنانچه تا امروز نتوانستهاند سر بلند کنند...
4-اجرای بدون تنازل قانون اساسی یا ...؟!
یکی دیگر از مواردی که در بررسی پروندهی تاجزاده بایستی بدان توجه شود، نظرگاه جنبش به اصطلاح سبز دربارهی قانون اساسی است. تاجزاده همواره در نوشتهها و مصاحبههایی که از زندان در اختیار رسانهها قرار میدهد از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن به میان میآورد. وی میگوید که قانون اساسی فقط در ولایت فقیه و اختیارات رهبری خلاصه نمیشود و اصول دیگری نیز دارد که بایستی یک به یک و بدون تنازل اجرا شوند.
تاجزاده و دوستانش پاسخگوی این سؤالها نیستند که: «آیا در قانون اساسی اشارهای به شورای نگهبان نشده است؟!» و یا «قانون اساسی چه راهکارهایی برای برون رفت از بحرانهایی نظیر حوادث بعد از انتخابات پیشبینی کرده است؟» و یا «آیا تمسک به راهکارهای غیرقانونی برای رسیدن به حقوق قانونی در چارچوب قانون اساسی ممکن است؟» و سؤال اساسیتر آن که، کشیدن مردم به خیابانها و یا به تعبیر دیگر «اردوکشیهای خیابانی» برای باجگیری از نظام با کدام اصل از اصول قانون اساسی توجیه پذیر است؟! و دهها سؤال دیگر!
تاجزاده همواره در نوشتهها و مصاحبههایی که از زندان در اختیار رسانهها قرار میدهد از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن به میان میآورد. لکن وی و دوستانش پاسخگوی این سؤالها نیستند که: «آیا در قانون اساسی اشارهای به شورای نگهبان نشده است؟!» و یا «آیا تمسک به راهکارهای غیرقانونی برای رسیدن به حقوق قانونی در چارچوب قانون اساسی ممکن است؟» و یا ...
آن چه روشن است، قانون اساسی از منظر تاجزاده و دیگر اصحاب فتنه، چونان پیراهن خونین عثمان است که باید آن را علم کرد و عدهای را با آن فریب داد! به عنوان نمونه، نگاهی به مقالهی «جنبش سبز و قانون اساسی» نوشتهی «محسن کدیور» که جرس آن را منتشر کرده است، نشان میدهد اصحاب فتنه برای رسیدن به جامعهی آرمانی خود چهار مرحله را پیش بینی کرده و آن را به ترتیب اجرا میکنند:
* اجرای اصول بر جای ماندهی قانون اساسی که بر آورندهی حقوق بشر و دموکراسی حداقلی است؛
* تفسیر حقوقی و دموکراتیک از دیگر اصول قانون اساسی با پشتگرمی اقتدار جامعهی مدنی جوان ایران؛
* اصلاح قانون اساسی و پاکسازی کردن آن از اصول غیردموکراتیک از قبیل ولایت فقیه؛
* اصلاح نظام سیاسی (state) از راه جداکردن نهاد دین از آن (سکولار کردن نظام سیاسی).[8]
از این رو اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک بازی بیشتر نبوده و اولین گام در جهت تغییر ذاتی آن و در نتیجه بر اندازی جمهوری اسلامی با محوریت ولایت فقیه محسوب میشود. (*)
پینوشتها:
[1]ـ در یک فیلم منتشر شده؛ تاجزاده: در انتخابات تقلب نشده است، خبرگزاری فارس 17/08/1390
[2]ـ ساعی، احمد، مسایل سیاسی اقتصادی جهان سوم، صفحهی 33
[3]ـ ایرنا،25/07/1390
[4]ـ خبرگزاری مهر ،07/02/1390
[5]ـ آسیب شناسی حزب مشارکت ایران اسلامی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی
[6]ـ انقلاب مخملی که ناکام ماند، دکتر سعید الشهابی، ترجمهی ملکی معاف، رسالت، 23/04/1388
[7]ـ مصاحبهی وزیر خارجهی آمریکا با شبکهی بی.بی.سی، بی.بی.سی فارسی، 27 اکتبر2001
[8]ـ کدیور، محسن، جنبش سبز و قانون اساسی، جرس،6 اردیبهشت 1389
شهرام گیلآبادی، معاون اطلاع رسانی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، روز یکشنبه اعلام کرد: در حالی كه احمد رضایی، فرزند محسن رضایی، در هتل گلوریای دبی اقامت داشته، به طرز مشكوكی در گذشته است.
او درباره علت این رویداد چیزی نگفت. تاکنون نیز هیچ منبع رسمی علت دقیق مرگ وی را اعلام نکرده اما سه احتمال در این باره مطرح شده که بیش از سایر گمانه ها مورد توجه قرار گرفته است.

برخی از منابع خبری عنوان کرده اند که احمد رضایی در حال انجام فعالیت هایی علیه ضدانقلاب و دادن اطلاعات به نهادهای داخل کشور بوده است. وی حتی در ماه های اخیر به خانواده اش گفته است که احتمال خطر برایش وجود دارد.
مدافعان این احتمال که قویترین گمانه هم هست معتقدند نگاه ها بیش از همه باید به ضدانقلاب و دشمنان نظام باشد.
برخی دیگر عنوان کرده اند که احمد رضایی در عرصه تجارت و اقتصاد فعال بوده و در جریان پیچ و خم های این عرصه گیر کرده و بدست اراذل و اوباش به قتل رسیده است.
در حالی كه احمد رضایی، فرزند محسن رضایی، در هتل گلوریای دبی اقامت داشته، به طرز مشكوكی در گذشته است.
فرض سوم که تاکنون تنها در رسانه های بیگانه مطرح شده، "خودکشی" احمد رضایی است. به عنوان نمونه بی بی سی به نقل از برخی منابع، علت حادثه را "احتمالا خودکشی" توصیف کرده است.
در همین حال، پایگاه اطلاعرسانی محسن رضایی اعلام کرده است: طبق اطلاعات واصله، با وجود اینکه احمد رضایی با هتل قرارداد داشته و مسئولین هتل میبایست هر روز اتاق را نظافت می کردند، اما جنازه وی سه روز کف اتاق بوده است.
یکی از اعضای پلیس دوبی نیز که در محل حادثه حضور پیدا کرده، گفته است که پس از حضور در اتاق محل حادثه، جسد احمد رضایی در کف اتاق افتاده بوده و یک جلد قرآن و پارچهای که مزین به اسماء الهی بوده در کنار وی افتاده بود که در تحقیقات نیز به آن اشاره شده است.
به نوشته تابناک، سایت متعلق به محسن رضایی، "برخی از اعضای خانواده وی برای انتقال جسد احمد رضایی به دوبی سفر کردهاند که انتظار میرود با انتقال احمد رضایی و بررسیهای دقیق توسط مراجع ذیربط علت مرگ مرحوم احمد رضایی مشخص شود. اما با توجه به وضع کاملا سالم جسمانی احمد رضایی، مرگ وی کاملا مشکوک به نظر میرسد."
به گزارش سنی آنلاین سایت وابسته به حوزه مکی زاهدان، دو تن از مولویهای حوزه مکی برای انجام فریضه حج عازم سرزمین وحی بودند که توسط نیروهای امنیتی از خروج آنان ممانعت به عمل آمد و مولوی عبدالحمید نیز عدم سفر این دو عنصر وابسته به خود را ممانعت از سفر اهل سنت محترم کشور به حج تلقی نموده و در خطبههای نماز عید قربان مدعی شد که نظام از سفر معنوی اهل سنت کشور ممانعت به عمل میآورد!!!
قضاوت با مردم و نخبگان اهل سنت
خوانندگان عزیز بنا بر اظهارات منابع آگاه مواردی در حاشیه این خبر مطرح است که قضاوت در این ارتباط به عهدهی مردم مسلمان اعم از شیعه و سنی ایران اسلامی و نخبگان عزیز اهل سنت کشور گذاشته میشود:
1ـ امسال از کشور عزیز ایران 42 کاروان از هموطنان اهل سنت به تعداد 6950 نفر عازم حج شدهاند که 4 کاروان به تعداد 2370 نفر از استان سیستان و بلوچستان میباشند. در میان حجاج مذکور تعداد 100 نفر روحانی کاروان و 15 معینه نیز برای نظارت بر اعمال شرعی حجاج اهل سنت همراه کاروانها حضور دارند.
ضمناً تعدادی دیگر از روحانیون برجسته اهل سنت کشور نیز در این مراسم حضور دارند تا با علماء و حجاج سایر کشورهای اسلامی در تعامل باشند.
2ـ دو مولوی ممنوعالخروج شده، تاکنون بارها به سفر حج رفتهاند. و در قبال خوشخدمتیهای مستمر به عوامل وابسته به رژیم آل سعود، بدون نوبت و خارج از ضوابط قانونی سازمان حج و زیارت، در سال جاری ویزای خود را به صورت مستقمی از سفارت عربستان در تهران دریافت کرده بودند و قرار بود به عنوان میهمان ویژه سفارت عربستان از طریق مسافرت به کشور قطر عازم کشور عربستان شوند.
3ـ جای بسی تأسف و سرافکندگی است که تعداد انگشت شماری از روحانیون اهل سنت وابسته به طیف حوزهی مکی گوش به فرمان حاکمان وهابی کشور عربستان سعودی بوده که سالها از رژیم غاصب صهیونیستی و آمریکای جهان خوار که دشمنان قسم خوردهی اسلام هستند دفاع کرده و همواره حامی توطئههای آنان در منطقه بوده است.
4ـ مردم شریف، طلاب و مولویهای محترم اهل سنت زاهدان بیش از سایرین میدانند که داماد مولوی عبدالحمید نیز که از این سفر بازمانده است، نه تنها موضوع ایرانی الاصل بودن وی هنوز قطعی نگردیده و در دست بررسی توسط مراجع ذیربط است، بلکه پروندههای متعدد نامبرده به دلیل اتهامات مختلف مالی و... در دستگاه قضایی مفتوح میباشد.
بنا بر این مولوی عبدالحمید و طیف وابسته به وی از سر دلسوزی و احساس مسئولیت اقدام به بیان مطالب مسئلهساز و فتنهانگیز نمیکنند، بلکه آنان قصد دارند با سیاست فرار به جلو، خود را در برابر انبوه سوالات مردم و اتهاماتی که متوجه آنان است، مبری نمایند.
مدیران فتنه به چه میاندیشند؟
یادمان هست در فتنه سال 88 که سران فتنه در مقابل چشم بصیر و متعجب ملت ایران ، با سوء استفاده از فرصت رسمی انتخابات ریاست جمهوری ، فریب برخی از هوادارن خود و نسخه گیری از طراحان انقلابهای رنگی تلاش کردند به خیال خود نظام اسلامی را براندازی نمایند.
یکی از مشکلات عمدهی آنها در آن مقطع این بود که سران فتنه فعالیت خود برای التهاب آفرینی قبل از انتخابات و ... را در تهران و تا حدی نیز برخی از مراکز استانها متمرکز کرده بودند و در ایام فتنه هر چه تلاش میکردند آن را به شهرهای دیگر تسرّی دهند نتیجه نمیگرفتند. هر چند در تهران که اوج تحرکات آنها بود، تنها توانستند محدودهی شلوغ شهر را به آشوب بکشند.
چندی پیش خانم کیلینتون رسماً و در سخنان مستقیمی خطاب به ایرانیان اظهار داشت فتنه ی 88 کار آنان بوده است . اگرچه قبلاً به هزار و یک دلیل این موضوع به اثبات رسیده بود اما متأسفانه برخی از افرادی که تحت تأثیر مدعیان داخلی یعنی سران و حامیان اصلی فتنه، شایعه تقلب در آنها اثر کرده بود. شاید لازم بود موضوع را از زبان هیلاری دریافت کنند تا باورشان شود.
اما به هرحال، حساب فریب خوردگان از سران و مسببان فتنه جداست. هم اکنون وضعیت سران جریان به اصطلاح اصلاح طلبی به گونه ای است که حتی برای اداعای ملیگرا بودن خود نیز بیش از پیش و پیش از هر چیز باید در مقابل اظهارات دشمن در مورد روابط و هم راستایی خود با دشمان از خودشان رفع اتهام نماید و برای این منظور حد اقل همگی یک صدا و به شدت از آمریکا و خانم کلینتون ابراز برائت نمایند.
اما ظاهراً مثل گذشته قضایا به گونه ای دیگر پیش می رود. خویشتن داری رهبر معظم انقلاب و ملت بزرگ ایران آنان را به این نتیجه ی غلط رسانده است که ترجیح دهند ادامه ی مسیر مشترک با دشمنان بیرونی را صریح تر بپیمایند. البته این که آیا آمریکا و انگلیس خود را با خواست سران اصلاحات هماهنگ کرده اند و یا سران اصلاحات خود را با آنان هماهنگ می کنند دیگر خیلی فرقی نمی کند چون آن چه مسلم است این است که هدف مشترکی را دنبال می کنند.
حال این سؤال مطرح است که مدیران فتنه به اتفاق دشمنان خارجی پس از آن شرارتها و تلاش برای شهرآشوبی و همدستی با دشمنان تاریخی ملت ایران، در این مرحله به چه می اندیشند؟
آن چه تاکنون در رفتار اصلاح طلبان در قبال انتخابات مشاهده شده این است که آنان با موش و گربه بازی حضور در انتخابات را با دست پس میزنند و با پا پیش میکشند.
ولی با تداعی سابقهی فریب کاری و نیز رفتار و اظهارات فعلی آنان برای تشکیک و فریب مردم روشن است که در این فکر هستند که با ایجاد مسایل حاشیهای برای انتخابات مجلس شورای اسلامی، بتوانند به هر وسیلهی ممکن از خاکسترهای فتنهی 88 دوباره آتشی به پا کنند و البته این بار نه تنها در تهران بلکه با توجه به کثرت پراکندگی نامزدها، در سطح وسیعتری اغتشاش ایجاد کنند و با اظهارات خانم کیلینتون صد البته واضح است که در این راه هم چنان اصلاح طلبان و دولتهای غربی همسو و بسیار متحد عمل می کنند.
اهداف مشترکی که مدیران فتنه و غربیها دنبال میکنند:
1- وانمود این که فتنه نمرده و حیات دارد.
2- وانمود کردن این که تمام انتخاباتها در ایران اشکال دارد و صدای مردم در آمده است.
3- تداوم هماهنگی و همسویی اصلاح طلبان و حامیان غربی به منظور بهره برداری غرب از پتانسیل مردمی برای اهداف استعماری خود و بهره برداری سران فتنه از حمایت های مالی و پشتیبانی غرب.
4- ایجاد یأس و نا امیدی در مردم
5- تثبیت وضعیت هر انتخابات برابر با یک اغتشاش و آشوب
6- تلاش برای هم سنگ وانمود کردن نظام اسلامی با نظامات وابسته به غرب در منطقه
7- تقلیل شأن بینالمللی ایران و ایجاد یأس در مردم منطقه
8- عدم الگوگیری انقلابیون منطقه از ایران به عنوان یک نمونهی موفق و متفاوت از نظامهای لیبرال دموکراسی غرب
9- تأثیر گذاری منفی بر بیداری اسلامی و غیر اسلامی تلقی کردن آنها
10- تصاحب انقلابهای مردمی در منطقه به نفع غرب
البته مثل گذشته فتنه گران داخلی و هم این ها و هم پیوستار خارجیشان نفهمیدهاند یا نمیخواهند بفهمند که هویت نظام حاکم در ایران، یک نظام مردم سالار دینیِ برخاسته از عمق اعتقادی مردم متدین و بصیر است و از اتفاق سازوکار این نظام نیز به گونهای نهاده شده است که به خوبی از این هویت صیانت میشود.
سفارت مجازی ! آمریکای مجازی! اسرائیل مجازی!.
هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در راستای تلاش برای بازسازی اعتبار از دست رفته دولت یک درصدی آن کشور، برای تحت الشعاع قرار دادن سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 1390، وعده طرح سفارت مجاری این کشور در ایران را مطرح نموده تا به خیال خود آن را مرکز جاسوسی قرار دهد و از تسخیر شدن آن نیز ممانعت نماید؛ لکن به نظر میرسد این ایده نیز مانند طرح های وزیر خارجه سابق آمریکا در یک سزارین زودهنگام مرده به دنیا خواهد آمد و از هم اکنون محکوم به شکست مفتضحانه دیگری خواهد بود. طرح وعده ایجاد سفارت مجازی آمریکا که نشان دهنده ناامیدی این کشور از رویارویی در فضای عینی میباشد تلاشی است تا آمریکا را از مخمصه بحران داخلی خود رها سازد و از سویی وزارت خارجه ناکام آمریکا را در پایان دوره ریاست جمهوری اوباما امیدوار به انتخاب مجدد نماید.
در پی بازتاب نامطلوب و عدم موفقیت مصاحبه زنده و تلویزیونی خانم کلینتون با دو شبکه بی بی سی و صدای آمریکا، باید به وزیر خارجه و دستگاه دیپلماسی آمریکا با این طرح های ضربتی (اصطلاحاً یکهو)! دست مریزاد گفت و آنان را به خاطر این قبیل طرح های ابتکاری! مورد تشویق قرار داد!
هم چنان منتظر هستیم تا از خانم کلینتون طرح های مجازی جدیدی در خصوص لیبرال دموکراسی مجازی!! آمریکای مجازی! و اسرائیل مجازی!! و... مطرح شود.
شبکه تلویزیون غیر قانونی جریان فتنه از مطربان لس آنجلسی برای حضور در برنامه های این گروه غیر قانونی دعوت کرد.
این شبکه در حالی که همه روزه برای انحراف افکار عمومی بخش هایی از سخنان معنوی کسانی همچون شهید چمران البته بصورت کپی برداری شده و سرقت رسانه ای از صداوسیما پخش میکند ُ برای جذب مخاطب دست به دامن مطربان لس آنجلسی شد.
اما جالب اینجاست که هیچ یک از مطربان فراری تاکنون حاضر نشده اند در رسانه جریان فتنه بصورت رسمی و جدی برای رقاصی و هرزگی حتی حاضر شوند.
با این حال رایزنی فشرده عناصر فتنه و گردانندگان شبکه رسا همچنان برای دعوت از خوانندگان با هدف جلب مخاطب برای این تلویزیون بسیار ضعیف و مضحک ادامه دارد.
پیش بینی اغلب کارشناسان و صاحب نظران سیاسی در ایران مبنی بر قرار گرفتن جریان فتنه در آغوش ضد انقلاب آنهم در نهایت ذلت و سرافکندگی و از موضع ضعف ظاهرا بسرعت در حال انجام میباشد .
همچنین جریان فتنه با دعوت از خوانندگان و مفسدین لس آنجلسی عملا در مسیر طرد ملی پای میگذارد.
تریبون رسمی دولت آمریکا با اعتراف بر موفقیت منطقه ای ایران :آمریکا به هیچ عنوان قادر به مهار دولت ایران نیست.
VOAرسانه رسمی دولت آمریکا رسما دستهایش را به نشانه تسلیم در برابر جمهوری اسلامی ایران بالا برد و به موفقیت و ابتکار عمل جمهوری اسلامی ایران در مدیریت تحولات منطقه ای تاکید کرد.
تندروهای اسلامی ابتکار عمل را درکشورهای انقلاب شده مصرو...(بیداری اسلامی) در دست گرفته و در حال حاضر دست بالا را دارند.
62 درصد مردم کشور اسلامی مصردر یک نظرسنجی انجام شده ازسوی شبکه ی VOA اعلام نمود ه اند که موافق اجرای قوانین اسلامی هستند و تنها 5 درمخالفت خودشان را اعلام کرده اند.
*ابراز نگرانی از روند موجود و اتحاد کشورهای اسلامی در حوادث اخیر(بیداری اسلامی) و تاکید بر ضرورت جلوگیری از شکل گیری این اتحاد.
به هر حال همواره این سخن حضرت امام خمینی در گوش جان ملت است که پس از پیروزی انقلاب و استقلال نظام جمهوری اسلامی از ابرقدرت ها و به خصوص آمریکا و شوروی؛ فرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.» و این بیان حکیمانه تاکنون با اتحاد و وحدت کلمه ملت ایران حول اسلام عزیز هم چنان بر نظام داخلی و بین المللی کنونی حکمفرماست.
موج بیداری اسلامی و تاثیر گذاری کلان رهبری معظم انقلاب بر حرکت های بزرگ منطقه ای ُ رسانه استعمار را به وارونه سازی متناقضی وادار کرد.
کلام هوشمندانه و مبتنی بر واقعیت حضرت آیت الله خامنهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در برابر تبلیغات و هیاهوی گسترده غرب برای مصادره انقلاب های مردمی (بیداری اسلامی) موجب انفعال و سرگیجه رسانه های استکباری از جمله BBCگردید.
در برنامه های اخیر این شبکه وابسته به پیر حیله گر استعمار (از 26الی29 شهریور) با دعوت از برخی عناصر فراری و خودفروخته با عنوان کارشناسان مسائل سیاسی و اجتماعی! تلاش وافری بکار بسته شده است تا حقایق و وقایع مطرح شده را وارونه جلوه داده و به زعم خود از گسترش موج بیداری اسلامی بکاهند.
اما با وجود سیاست های نوین وزارت خارجه و سرویس جاسوسی دولت خبیث انگلیس و شروع موج جدید اقدامات كینه توزانه تهیه كنندگان این شبکه؛ كه در جای جای برنامه های تهیه شده موج می زند، اذعان ناخواسته آنان به برخی حقایق باعث خشم محافل ضدانقلاب شده است از جمله آنجا كه میگویند: «آنچه آیت الله خامنه ای را از بسیاری از رهبران و حاكمان تاریخ ایران ممتاز می كند، نگاه منطقی و عملگرایانه او به سیاست است... شیوه مدیریتی آیت الله خامنه ای در مقابله با بحران های سیاسی شیوه ای دوسویه است. او ابزار همدلی و سركوب را كه در ادبیات سیاسی شیعه به جاذبه و دافعه حاكم مشهور است، به طور همزمان و هماهنگ به كار می گیرد... »؛ بدون تردید تحرکات دستگاه دیپلماسی رسانه ای پیر استعمار و ایادی ایرانی و افغانی خودفروخته این رسانه مانند ناجیه غلامی، سیاوش اردلان و... در نهایت محکوم به فناست و روسیاهی به این خیانت کاران به تاریخ ملت ایران باقی خواهد ماند و روزی آنان به دست همین ملت محاکمه انقلابی خواهند شد.
عافیت نشینی و عدم حضور خاتمی در صحنه های که مستلزم پرداخت هزینه های مختلف سیاسی و.. است ُ باعث ایجاد واکنش شد.
شنیده شده محمد نوری زاد با ارائه سوالاتی، از سید محمد خاتمی پرسیده چنانچه شما مدعی حمایت از جنبش سبز و معترضین به نتیجه انتخابات هستید پس چرا هیچگونه هزینه ای پرداخت ننموده و علی رغم اینکه موسوی و کروبی در حصر می باشند ، نظام با شما برخورد نکرده و حتی شروطی برای حاکمیت تعیین نموده اید؟
جالب اینکه سید محمد خاتمی نیز از طرح اینگونه سوالات ابراز نگرانی نموده و خواستار عدم طرح آنها در افکار عمومی شده و انتشار آن را موجب لطمه خوردن به جایگاه خویش ، جنبش سبز و نیز اصلاح طلبان ارزیابی نموده است. نوری زاد همچنین در مورد اعدام منافقین در سال 1367 نیز جریان اصلاحات را مورد سوال قرار داده است.
گفتنی است قبلاً نوری زاد ملاقاتی با حجت الاسلام سیدحسن خمینی داشت که به درخواست سیدحسن و با وساطت خاتمی از انتشار آن خودداری نمود.
مصطفی آزمایش نماینده فرقه گنابادی و جاسوس دستگاه اطلاعاتی فرانسه در راستای فشار سیاسی و حقوق بشری به جمهوری اسلامی ایران از دراویش گنابادی درخواست کرد ضمن افزایش مخالفتها با نظام اسلامی تجمعی را آغاز کنند. دو هفته قبل جمعی از دراویش گنابادی با سلاحهای سرد و گرم به مردم شهر كوار در استان فارس حمله كردند و تعدادی را نیز با گلوله زخمی كردند که حال دو تن از زخمی شدهها وخیم است.
اما در مقابل، ستاد سازماندهی این فرقه بهجای عذرخواهی از حمله به مردم برای تجمع و درگیری در اعتراض به آنچه كه آن را "سركوب"خوانده،فراخوان داده است.
همزمان با موج آفرنی های جدید رسانه های ضد انقلاب ، گروهی از دانشجویان مستقل برخورد قاطعانه با مزدوران این شبکه ها را خواستار شدند.
متن این بیانیه به شرح ذیل می باشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئولین محترم در دستگاههای نظامی ، انتظامی ، قضایی و امنیتی
مدتی است که گروهی از رسانه های وابسته به جریان سلطه و همچنین دستهای داخلی آنان تلاش مذبوحانه ای را برای توهین به مقدسات و ارکان نظام اسلامی سامان داده اند.
دراین میان رسانه بدنام جرس بعنوان تریبون جریان فتنه متشکل از عناصر سرخورده سیاسی و بی بی سی فارسی بعنوان رسانه دولت خبیث انگلیس نقش های سازمان یافته ای را درراستای خطوط کلی دستگاههای جاسوسی آمریکا و انگلیس به مرحله اجرا گذاشته و دراین رابطه از برخی خود فروختگان داخلی نهایت سو استفاده را می نمایند.
لذا در شرایط کنونی که منطقه خاورمیانه سرشار از الهام بخشی های غیر قابل انکار انقلاب اسلامی است و همچنین در روزهایی که یادآور رشادتهای سربازان بی ادعای ملت مسلمان ایران در جبهه های نبرد حق علیه باطل و دفاع مقدس ، ضروری بنظر میرسد که مطالبه برحق ملت ایران و جریان های دانشجویی مستقل مبنی بر مهار اینگونه رسانه ها چهره عملی به خود گرفته و شاهد طی شدن مراحل جدی برخورد با این ارگان های باصطلاح خبری ، ضد ایرانی و ضد اسلامی باشیم.
ما دانشجویان دانشگاههای ایران اسلامی بعنوان مطالبه ای جدی از دست اندرکاران مربوطه تقاضا داریم در اسرع وقت و با قاطعیت تمام دهان یاوه گویان به مهر قانون بسته و اشد مجازات در خصوص خائنان به آرمان های بلند ملت ایران کوبیده شود.
همچنین به این دست از رسانه های دروغ پرور و خیانت پیشه هشدار میدهیم که در صورت ارتکاب و ادامه اعمال احمقانه بیشتر قطعا قاطعانه و با استفاده از تمامی ظرفیت های انسانی و مجازی در برابر اینان ایستاده و مشت محکمی را بر دهان یاوه گویان خواهیم کوبید.
دولت خبیث انگلیس بعنوان عامل تحریک یاوه گویان دولتی بی بی سی بداند که سفارت این کشور در ایران در صورت ادامه یافتن برخوردهای زشت و غیر اخلاقی مشابه گذشته با سرنوشتی به مراتب بدتر از لانه جاسوسی آمریکا مواجه خواهد شد.
ما دانشجویان به دولت سرکوبگر انگلیس که هنوز نتوانسته است خود را از یوغ دولت پادشاهی و نظام قرون وسطایی پادشاهی خلاس کند ، توصیه میکنیم که بهتر است به جای دخالت ها و توطئه های مذبوحانه علیه ایران اسلامی و سایر کشورهای منطقه به رفع و رجوع اعتراضات انبوه داخلی خود و احقاق حقوق دانشجویان در بند دستگیر شده در جریان اعتراضات این کشور بپردازند و با این حجم از مشکلات داخلی و سرکوب و نقض حقوق مردم این کشور ، به خود اجازه دخالت های آشکار و نهان در سایر کشورها من جمله ایران را ندهد.
همچنین لازم است دشمنان ایران اسلامی بدانند که بخش های بالقوه نبرد سایبری در جنبش دانشجویی در صورت ارتکاب اشتباهات بزرگ رسانه هایی همچون بی بی سی اینبار با عملیات بسیار گسترده تر و کوبنده تر از موارد قبل درس عبرت گرانی را به بلند گوهای فاسد ضد ایرانی و ضد اسلامی خواهد داد.
و السلام
دانشجویان دانشگاههای ایران اسلامی
شهریور 1390
عناصر بی بی سی فارسی برای مقابله با همایش بیداری اسلامی ، دست به کار ساخت مستندی شتابزده برای مقابله با اثرات این مجمع مهم منطقه ای شده اند.
همایش موفقیت آمیز بیداری اسلامی که در حال برگزاری می باشد با استقبال کم نظیر فعالان سیاسی و اجتماعی منطقه و جهان همراه بوده است و همین امر رسانه دولت انگلیس را به واکنشی شتابزده فراخوانده است.
بی بی سی فارسی در اقدامی عجولانه با استفاده از عناصر ورشکسته و بسیار بدنام سیاسی که سابقه خیانت به ملت ایران در جریان جنگ تحمیلی را داشته اند و درست در ایام قرار داشتن در فرارسیدن هفته دفاع مقدس ، دست به ساخت احمقانه مستندی مضحک و خالی از استناد زده است.
این اقدام رسانه مذکور به به انتشار شایعات و دخالت در اقدامات ضد ملی علیه ایرانیان از کودتای 28 مرداد تا کودتای سبز انتخاباتی سال 1388 شهرت دارد درحالی صورت میپذیرد که همایش بیداری اسلامی در تهران از ساعات اولیه آغاز بکارش تا هم اکنون با واکنش های بسیار زیادی همراه بوده است.
گفتنی است افزایش نقش محوری جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و جهان و همچنین الهام بخشی مقام معظم رهبری برای انقلابیون کشورهای عربی و آفریقایی ، استعمار پیر را به طرز قابل ملاحظه ای به واکنش های پرهزینه وادار کرده است.
روز گذشته برخی از رسانه ها اعلام کردند که عناصر همکار با بی بی سی فارسی بعنوان عاملان انتشار اکاذیب و دروغهای سازمان دهی شده توسط دستگاههای مسئول، شناسایی و بزودی مورد برخورد بسیار جدی قرار خواهند گرفت.

سرگذشت
بعضی از افراد، آنچنان عجیب و غیر قابل فهم است که بیشتر شبیه به قصه است
تا زندگی واقعی. اگر نبود اسناد و دست نوشتههای غیر قابل انکار، مطمئنا
نسل جدید، این فراز و نشیبها، افراط و تفریط ها را باور نمی کرد، که چطور
افرادی نظیر سید محمد خاتمی در کمتر از دو دهه، این چنین چرخشی 180
درجهای پیدا می کند. خاتمی در سال 60، رئیس موسسه کیهان بود و در سرمقالههای خود، گروههای سیاسی از جمله نهضت آزادی و مهندس بازرگان را مورد نقدهای جدی قرار می داد، نقد هایی که اگر نام سید محمد خاتمی از انتهایش را برداریم، خوانندگان گمان می برند، نقدی از جانب یک نویسنده حزب اللهی در برابر عملکرد سید محمد خاتمی ذر فتنه 88 است! وی در یکی از این نقدها در سرمقاله روزنامه کیهان مورخ 60/7/18، می نویسد: "اگر بخواهیم به تحلیل جریاناتی که به اینجا انجامید بپردازیم،بزرگترین گناه به گردن جریاناتی خواهد بود که از آغاز در سیر طبیعی انقلاب،اخلال کرد و بسیاری از جوانان ساده دل را از انقلاب رمانید و آنان را به دام رهبران گروهک هایی که از آغاز هم معلوم بود بالاخره کارشان به تروریسم خواهد انجامید" وی در ادامه به دسیسهی برخی از جریانات داخلی برای نزدیکی جمهوری اسلامی ایران با آمریکا اشاره می کند و می افزاید: ’ وقتی که دولت موقت در اثر بینش ناسازگارش با محتوای انقلاب اسلامی وبا سوءاستفاده از نام و اعتباری که به برکت اسلام و عنوانی که از رهبر انقلاب گرفته بود.راه آشتی دادن انقلاب سازش ناپذیر اسلامی با آمریکا را برگزید...وقتی که فریاد بر آمد انقلاب به پایان رسیده است..." شاید تقدیر روزگار است که فردی که این چنین به دولت موقت می تازد،خود در دوران ریاستش بر دولت، به طور جدی خواهان ارتباط با آمریکا بود و در فتنه 88 فریاد سر داد؛ انقلاب به پایان رسیده است. اما مهمترین نکته این مقاله خاتمی خطاب به مهندس بازرگان، آن جایی است که سید محمد خاتمی، نخست وزیر دولت موقت را به خاطر دیدار محرمانه با برژینسکی (مشاور امنیت ملی آمریکا در دولت کارتر) مورد سرزنش قرار میدهد: "ملاقات با برژینسکی نشان داد که کدام سازندگی و نظمی مورد نظر است،...گروهک های مفسد انحصار طلب ملحد و یا التقاطی،با هیاهو چنین وانمود کردند که جمهوری اسلامی و دولت موقت عین یکدیگرند،و بدین وسیله توانستند بسیاری از جوانان ساده دل را به سوی خود جلب و با کار مداوم، آنان را برای چنین روز تلخی آماده سازند" خاتمی آن روز، بازرگان را به خاطر دیدار محرمانه با مشاور امنیت ملی آمریکا مورد نقد قرار داد و با طعنه خطاب به دولت موقت، این عمل زشت را تقبیح کرد ولی خودش، مدت زمانی بعد پای سفره جورج سوروس صهیونیستی نشست تا برای براندازی نظام برخواسته از خون شهیدان، به رهنمودهای پدر انقلابهای مخملی گوش جان بسپارد و در همان روزنامهای که خود روزگاری مدیر مسئول آن بوده است، طعنههایی از جنس طعنههایش به بازرگان را بشنود آنجاییکه روزنامه کیهان او را مورد طعنه قرار داد: شما نبودید كه نسخه دیكته شده جرج سوروس، جین شارپ و ریچارد رورتی برای كودتاهای مخملی را همراه با سایر دوستان فتنه گرتان بی كم و كاست به اجرا گذاشتید؟! |
ما دانشجویی فکر می کنیم .
هیچ فکر و عقیده ای بدون دلیل و منطق قابل قبول نیست