جناح اصلاح‌طلب از منظر ورود در عرصه‌ی انتخابات نهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی به سه دست تقسیم می‌شود:

 1جریان تحریمیها که همیشه بوده اند و بعد از مدتی هم به این نتیجه رسیده اند که تحریمشان نتیجه نداشته است؛

2جریان مشارکت مشروط به رهبری محمد خاتمی؛

3جریان مشارکت نامشروط؛

     در بین این سه دسته، جریان مشارکت مشروط طیف وسیع‌تری نسبت به دو جریان دیگر دارد. اما دست‌اندر کاران و حامیان این جریان درک درستی از این موضوع ندارند، آنان تصور میکنند با طرح این‌گونه شروط، ترمزهایی برای نظام و حاکمیت میگذارند، ولی در واقع آنها ترمز را برای هواداران خود میگذارند، زیرا باعث میشود هوادارانشان در صحنه انتخابات حضور نداشته باشند و به تبع مطالباتشان پیگیری نمی‌شود.

    دست‌اندرکاران این جریان می‌بایست با پذیرش چارچوبهای قانونی در انتخابات حضور یابندآن‌ها می‌توانند حرف‌‌ها و مطالبات خود را به شکل معقول بزنند زیراحاکمیت نه از حضور مشروط آنها استقبال میکند و نه از عدم حضورشان  

    این عده باید به نکته توجه داشته باشند که از یک سو شرط گذاشتن، نظام را در شرایطی قرار میدهد که شرط غیرقانونی را نپذیرد و از سوی دیگر این‌گونه شروط مطابق قانون هم شرط محسوب نمیشود، زیرا در کلیه انتخابات‌هایی که طی 32 سال پس از انقلاب اسلامی در کشور ایران برگزار شده است، قانون به طور کامل اجراشده است.

     برخی از کارشناسان معتقدند اصلاح‌‌طلبها با طرح این‌گونه شروط تلاش دارند در تائید صلاحیتها از حاکمیت امتیاز بگیرند. در صورت صحت این فرض، دست‌اندرکاران جریان مشارکت مشروط می‌بایست توجه داشنه باشند، وقتی که از حیث مقبولیت مردمی در اقلیت هستند و از لحاظ قدرت سیاسی نیز در ضعف قرار داشته و در این وضعیت تصمیم دارند در انتخابات حضور پیدا کنند، نمی‌توانند برای نظام سیاسی به این مفهوم شرط بگذارندبلکه باید شرایط قانونی را بپذیرند و وارد صحنه شوند، آن‌گاه که کثرت سیاسی پیدا کردند، به تبع قدرت تصمیمگیری در عرصه‌ی سیاسی نیز پیدا میکنند. اما اگر پیش از تحقق این امر شرط می گذارند، نظام را وادار میکنند که از ابتدا به آنها نه بگوید./