با قرار گرفتن عمر دولت دهم در سراشیبی فعالیت و ارائه خدمات،شاهد این موضوع هستیم که صحنه گردانان حقیقی جریان فتنه و نفاق،سودای بازگشت به صحنه سیاسی کشور و حضور در عرصه انتخابات را در سر می پرورانند.

سواستفاده از رأفت نظام اسلامی،صبر رهبر معظم انقلاب و در کنار آن دستگاه قضایی کشور، کار را به جایی کشانده است که عناصر معلوم الحالی که زمانی در دوران اصلاحات جام زهری را برای خوراندن به ولی زمان آماده کرده بودند و چند سال بعد فتنه ای عمیق را تدارک دیدند این توهمات را از سر بپرورانند.

دهه ی هفتاد، عرصه ظهور و بروز اندیشه ای شد که در چارچوب حفظ مبانی انقلاب، خواهان اصلاح در رویه هایی بود که هر انقلاب با گذشت زمان و بر اثر آسیب های پیش روی  در محور اصلی حرکت خود با آن روبه رو می شود.

در این میان وضعیت تعدادی از افراد وابسته به این جریان و پشتوانه های فکری آن ها، شرایط را به گونه ای رقم زد که عده ای از همان ابتدا آینده ی این جریان فکری را، چیزی جز خروج از مبانی سیاسی نظام تصور نمی کردند.

 با این وجود رهبر معظم انقلاب به حکم آزادی معنوی موجود در جامعه ایران، این جریان را زیر چتر نظام تعریف کرده و با مطرح نمودن شاخص هایی، مشی اصلی اصلاحات در جامعه اسلامی را تعریف کردند.

همان چیزی که در شرایط فعلی نیز به معنای واقعی واژه "اصلاح" به قوت خود باقی است. با این وجود تنزل مرحله به مرحله از مبانی نظام و آنچه با بیان آن رأی مردم را به سوی خود جذب کرده بودند، از طرفی موجب انحطاط این جریان از درون و از جانب دیگر موجب بی اعتمادی مردم نسبت به آن شد.

مبانی فکری هر جریان بیش از هرعامل دیگری، تبیین گر چگونگی حضور آن جریان در عرصه ی سیاسی کشور خواهد بود. جریان اصلاحات که از همان ابتدا غیر از مبانی فکری استقراض کرده از اندیشه غربی چیزی در چنته نداشت، بعد از گذشت مدت زمانی کوتاه گرفتار همان مشکلاتی شد که تکثرگرایی در مبانی اندیشه ی غربی را رقم زد. بنیان فکری این جریان همان اندیشه ای است که مردم در اوان انقلاب و با حضور فعال این جریان ها در عرصه ی سیاسی کشور، با رأی به اندیشه ی اسلامی  آن را طرد کردند.

 اکنون بعد از گذشت سال ها، روی کار آمدن دوباره و گذران تجربه ای تلخ از حضور خود، این بار نیز در آستانه ی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری خواهان به نمایش گذاشتن حضور سیاسی خود هستند.

 دانشجویان به عنوان یکی از تریبون های اصلی رصد کننده افکار عمومی جامعه همواره بر آن بوده اند تا با نگاهی ظریف و جامع نسبت به شرایط موجود، یکی از جهت دهندگان اصلی به جریانات سیاسی موجود باشند.

 با این نگاه ذکر چند نکته پیرامون شرایط موجود حائز اهمیت است:  

- در حالی که از هم اکنون ناهماهنگی و طرح دیدگاه های مختلف مبنی بر حضور یا عدم حضور اصلاح طلبان محور اصلی بحث در بین اعضای این جریان است، افکار عمومی جامعه با پیش زمینه هایی که در فتنه 88 از سوی هسته مرکزی و اتاق فکر این جریان اتفاق افتاد، مشروعیت حضور این جریان در سایه ی حضور سایر جریانات سیاسی داخلی را امری غیر قابل پذیرش می داند.

- گذشت حدودا سه سال از شرایطی که کشور با حضور این جریان، بحران های سیاسی را تجربه کرد و تلخی آن را به کام بسیاری از مردم چشاند، مدت زمانی طولانی نیست که موجب فراموشی مردم شده باشد و یا از طرفی این جریان از پس تشدید اختلافات درونی قدرت و فرصت باز تولید و احیای مجدد خود را کرده باشد.

- گمانه زنی بر سر احتمال کاندیداتوری  بدون توجه به میزان مقبولیت درمیان مردم بزرگترین اشتباهی است که ممکن است با عدم توافق بر سر آن، بار دیگر اختلاف آرای داخلی این جریان، در جهت قدرت نمایی بیشتر این موضوع را به افکار عمومی جامعه و بیش از هر چیز هرج و مرج تبدیل کند. در شرایط فعلی می توان ادعا کرد که نه جریان سازی بلکه ایجاد هرج و مرج در عرصه افکار عمومی جامعه، تنها ابزار این جریان جهت مطرح ساختن دوباره خود در عرصه سیاست است.

- کاهش وجهه ی سیاسی نظام در شرایط حساس منطقه، ایجاد حس بی اعتمادی  بین مردم و ضربه به انقلاب و میزان اعتبار آن و بسیاری شاخص های دیگر از جمله مواردی است که تجربه تلخ اما عبرت آموز سال 88 به ما یادآوری می کند که نباید اجازه داد که اشتباهات گذشته باردیگر تکرار شوند.

- اگرچه عده ای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری را بزنگاه تاریخی در مناسبات سیاسی- اجتماعی کشور تعریف کرده اند امام لازم به یادآوری است که اظهارات سران این جریان در دوره های گذشته نیزهمین تعبیر را به کار گرفته بود.

عدم اظهارنظر صریح و اعلام موضع در برابر شرایطی که هر حرفی در آن جهت دهنده و تعیین کننده بود، بزرگترین امتیازی بود که می توانست این جریان را ازسقوط وانحطاط رهایی بخشد با این وجود عدم استفاده ی صحیح از فرصت های از دست رفته، همچون آب رفته ای است که دوباره به جوی باز نمی گردد!

 دانشجویان دانشگاه های تهران